تنها چیزی که تا این لحظه متوجه شده بودم این بود که این مخمصه ای توش گرفتار شدم یه اتاق فراره، ولی نه یه بازی، یه اتاق فراره کامل و واقعی، یه اتاق فراری که باید ازش فرار کنم،
... هیچکس به استقبالم نیامد، وارد شدم، حیاطی قدیمی که مشخص بود روزگاری محل آمد و شدِ افراد زیادی بوده، کودکانی که در این حیاط بازی کرده اند، درس خوانده اند، با ...
سالها پیش در آزمون ورود به دانشگاه در رشته ی فناوری اطلاعات (IT) در یکی از دانشگاه های شهر تهران قبول شدم، خانواده ام در شهرستان زندگی می کردند مرا با سلام و صلوات راهی تهران کردند، من ...
“بسیار خوب آقای هولمز. من این را فقط به شما می گویم. چون خیلی خوشایند نیست. من فکر می کنم او خودکشی کرده است. گمان می کنم او عاشق بود. چندتا عینک داشت که متعلق به یک زن بودند. شاید آن زن را خیلی دوست داشته، اما او عاشق اسمیت نبوده. آدم ها بعضی وقت ها به این دلیل خودکشی می کنند.”...